نوروز و الخنجر
امروز سیزدهم فروردین سال یک هزار و سیصد و نود و پنج است
سیزدهم نوروز را سیزده بدر نامیده اند.سنتی که سالیان متمادی در میان فارسی زبانان نسل به نسل منتقل می شود و هر سال بر شکوه و عظمت و اهمیت آن افزوده می شود
مناسب ها انسان را به خاطرات خوب و یا بد گذشته می برند و ان ها را در ذهن تداعی می کنند و گاهی هم انسان را به تامل و تفکر و جستجو و قیاس و استقراء وا می دارند
سال 2009 میلادی بود که بنا به توصیه یک دوست قدیمی و با هدف کسب تجربه بیشتر برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به اتفاق خانواده به کشور مسلمان مالزی رفته و در دانشگاه مالایا مشغول به تحصیل شدم.
دوره آموزش شش ماه زبان انگلیسی به عنوان یک الزام برای دانشجویان خارجی شروع کردم
در یکی از دروس دوره زبان هر دانشجو باید موضوعی را از فرهنگ و سنت کشور خود را انتخاب و آن را همراه با تصاویر مربوط به آن برای کلاس توضیح می داد
انتخاب موضوع برای دانشجویان ایرانی بسیار آسان بود بگونه ای که همه دانشجویان ایرانی در همان دقایق مانده به پایان کلاس موضوعات خود را انتخاب و به استاد اعلام نمودند
در بین دانشجویان چند نفر از کشورهای عربی نیز حضور داشتند که شاید بیشتر از سایر دانشجویان از این موضوع نگران و بر سر انتخاب موضوع با هم اختلاف نظر داشتند .
برای آنان تنها موضوعی که می توانست رضایت استاد را جلب نماید موضوع حج و مراسم مربوط به آن بود که ان هم سهم یک دانشجوی عربستانی شد
در این میان یک دانشجوی کشور عمان که معلمی میانسال بود از من خواست که در انتخاب موضوع به وی کمک کنم.
من قبل از این از اینکه مردمان بلوچ جاسک و سیریک در عمان زندگی می کنند و با فرهنگ آنان آشنایی دارم با وی صحبت کرده بودم
وی هر چه فکر کرده بود چیزی نیافته بود که بتواند ان را به عنوان سمبل و نشانه فرهنگ و تمدن کشورش ارائه دهد
نتیجه فکر کردن ما دو نفر این بود که موضوع خنجر را برای ارائه انتخاب نماید
من نوروز را با آن همه قدمت و راز و رمز طبیعی و معنوی و داستان ها و خاطره ها را انتخاب کردم و دوست عمانی من خنجر را انتخاب کرد
من نوروز و سیزده بدر را به کلاس درس بردم و دوست عمانی من در حالی که خنجری به کمر خود بسته بود و همراه با توضیحات خود گاهگاهی آن را از کمر خارج و در هوا می چرخاند به عنوان افتخار کشور خود تشریح می کرد
هر چند من به عنوان یک رزمنده و جانباز با فروش تمام دارای ام و مرخصی بدون حقوق از محل کارم در آنجا درس می خواندم و دوست عمانی ام با حقوق ماهیانه دوهزار دلار برای هر عضو خانواده اش در آنجا تحصیل می کرد
هر چه بود گذشت و من مانده ام و خاطرات خوب و بد گذشته و پرسشی بی پاسخ که چقدر ارزش داشته هایمان را می دانیم و ان ها را باور داریم
روز طبیعت گرامی باد
رضا برومند سیزدهم فروردین نود و پنج
مهر جنوب...
ما را در سایت مهر جنوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 220