آرزویی که دیگر آرزو نخواهد بود

خرید بک لینک

شرایط زندگی ام بگونه ای رقم خورده است که خواب کافی همیشه یکی از آرزوهایم در زندگی بوده است.

از زمانی که در خاطر دارم همواره در تلاش و تکاپو بوده ام.

دوران قبل از مدرسه با علاقه شدید به دویدن و بازی تا پاسی از شب و بیدار شدن گاه و بیگاه برای انجام امور محوله پدر و مادر سپری شد. صبح زود که هنوز هوا تاریک بود باید بیدار می شدم تا امور مختلف محوله توسط والدین انجام می دادم و بعد از آن هم بازی و دویدن تا پاسی از شب.

دوران مدرسه که شروع شد درس خواندن و انجام امور درسی و غیر درسی که معلمان و مدیر مدرسه بواسطه اعتمادی که به من داشتند به فعالیت های دیگر اضافه گردید و باز هم آرزوی یک خواب کامل که هرگز بر آورده نگردید.

جنگ که شروع شد فعالیت های نظامی هم به آن اضافه شد. آموزش نظامی و گشت شبانه و وظایف محوله در پایگاه هایر بسیج و بعد هم حضور در میدان جنگ و مانورهای نظامی و آخر سر هم حضور در عملیات های مختلف از سال 62 تا سال 67 و در کنار آن تحصیل و ادامه تحصیل و ...و بازهم کمبود خواب شدید.

جنگ تمام شد و فوتبال و والیبال و کاراته را به هر سختی بود از برنامه های زندگی حذف گردید اما جای خود را به سخت درس خواندن و یادگیری و بعد از آن آموزش و فعالیت های اجتماعی و بعد هم سیاسی داد تا باز هم فرصتی برای استراحت کافی پیش نیاید و خوب خوابیدن یک آرزوی دست نیافتنی جلوه نماید.

تحصیل که تمام شد ، خانواده و پذیرش مسئولیت های اداری متعدد و در کنار آن تدریس و پزوهش و سیاست و اجتماع و دوستان، بازهم فرصت خواب کافی را از من گرفته بود و تا کنون نیز وضعیت بدین گونه است.

اما اکنون یک اتفاق ناخواسته چند روزی است زمینه را برای خواب کافی فراهم نموده است.

کاهش ساعات کاری، تعطیلی جلسات مختلف، تعطیلی دانشگاه، لغو برنامه های سخنرانی و کارگاه های آموزشی، لغو برنامه های مشاوره، کاهش تماس ها، لغو برنامه دید و بازدید و ... بواسطه ویروس کرونا و در خانه ماندن زمینه ای را فراهم نموده است تا به به اندازه کافی بخوابم و از خوابیدن برای اولین بار خسته شوم.

اگر می دانستم رسیدن به این آرزو این همه فرصت را از من می گیرد هیچ وقت آرزو نمی کردم.

مهر جنوب...

ما را در سایت مهر جنوب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 21:36

صفحه بندی